آنچه از دنیا نزد تو آید بستان و از آنچه به تو پشت کند روى بگردان ، و اگر چنین نتوانى بارى جستن را از حد در نگذرانى . [نهج البلاغه]
کل بازدیدها:----2164---
بازدید امروز: ----4-----
بازدید دیروز: ----11-----
قم - نگاهی دیگر

 

نویسنده: علی توسلی
چهارشنبه 2/5/1387 ساعت 9:15 صبح

اگر چه مرگ پنجه در گلوی من و تو دارد اما زندگی همچنان زیباست


 


زیبا هوای حوصله ابری است


چشمی از عشق ببخشایم


تا رود آفتاب بشوید


دلتنگی مرا


زیبا هنوز عشق


در حول و حوش چشم تو


می چرخد


از من مگیر چشم


زیبا


چشم تو شعر


چشم تو شاعر است


من دزد شعرهای چشم تو


هستم


زیبا کنار حوصله ام بنشین


بنشین مرا به شط غزل بنشان


بنشان مرا به منظره عشق


بنشان مرا به منظره باران


بنشان مرا به منظره رویش


من سبز می شوم


زیبا تمام حرف دلم این است


من عشق را به نام تو آغاز کردم


در هر کجای عشق که هستی


آغاز کن مرا


«محمد رضا عبد الملکیان»


 


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: علی توسلی
یکشنبه 23/4/1387 ساعت 10:12 صبح

 


( به بهانه رحلت آیت الله اشتهاردی)


روزگار غریبی است دل من


قم دیروز و امروز شرمنده بود، کوچه ها و خیابان ها با پارچه های سیاه دیده های شرمگین خود را از غریبه ها پنهان می کردند و علما، امروز، عزادار جنازه کسی شده بودند که با سکوت خود سال گذشته حریمش را شکستند و توبه نامه اش را بر فراز منبرها آویختند و چه تهمت ها که بر گرده اش نواختند و چه مردم ساده دلی را که به تکفیرش نشاندند و از این میان چه ذکرها و ثواب ها  و یا شاید چه وزرها و وبال ها که از شکستن گلدستهای عفافش در کوله بار خود کردند .


دیشب عالمان و مدافعان دیروز حریم ولایت و عزاداران امروز اسوه زهد و پارسایی در مسجد اعظم به تعظیم عظمتی آمده بودند که دیروز مناره های حرمتش را شکسته و محرابش را بر سرش کوفته بودند و اگر دیر توبه نامه اش را نوشته بود چه بسا عمامه بر گردنش می آویختند و در کوچه ها فریاد می زدند آن چه را که در گوش هم می گفتند.


 


اما فیضیه چه بردباری تو


فیضیه. ای کاش می گفتی چگونه فقه ی که قرار بود تفقه در ابوابش گره گشای بابها باشد امروز درها را برویمان بسته  و اگر کسی بر دری کوبیدن گیرد به تازیانه تنجیس و تکفیر و تفسیق گرده اش را می نوازند.


فیضیه ای کاش می گفتی چگونه در حجره هایت از فلسفه و کوزه می گویند در صورتی که تیرهای نگاه فقیهانه سینه هایشان را نشانه گرفته


 ای کاش می گفتی که فقه به فقیه هم رحم نمی کند .


فیضیه آخ فیضیه ، فقه تو، امروز نسل مرا به توبه نشانده هر اندیشه نویی که از تو سر بر آورد به تهمت دگر اندیشی ویا بی ولایتی بر سر صاحب اندیشه کوبیده می شود.


فیضیه چه صبوری


ای کاش می شد سینه ای تو را شکافت تا مکرر از تکرار این داستان ها برایمان می گفتی


فیضیه فراموش نمی کنی که چگونه علامه عسگری را به خاکستر کفر چیزی متهم کردند که خود در احیایش عمری به سر آورده بود .


فیضیه من می دانم هنوز صدای آن پیرمرد مومن به فقیهان را از کنج ایوان عتیق حضرت معصومه می شنوی که چه خالصانه لعن بر صدرا می فرستاد


فیضیه چگونه می توان از فیض تو به دار الشفاء راه یافت؟ چه ناجوانمردانه طبیبانی که با عمر خود دیوارهایت را به آسمان کشیده بودند درمیان دیوارها ی تو تنجیس می شوند.


فیضیه چه خاطراتی که تو در سینه داری


امروز فقه بر تاریخ، فلسفه ، عقاید ، اخلاق و بر همه شئونات ما سیطره یافته و این فقیه است که در هر کدام از این علوم صاحب برهان قاطعی است از جنس همان برهانی که در برابر بوعلی در قلاع اسماعیلیه نهاده بودند اما چه پیشرفته تر و برنده تر شده است برهان تکفیر؟!


فیضیه به چه می خندی به امام جماعتی که هر شب در صحن تو نماز می گذارد و از صحن تو پرواز کرد ولی تو چه صبورانه هتک اش را به تماشا نشستی فیضیه می دانم که می بینی و بر این جماعت می خندی که چگونه در طعن دیروز او می کوشیدند و امروز خاطره ها در فضیلت اش می شمارند و طهارت و زهداش را اسوه پاکدامنی می دانند .


فیضیه آیا کشکول ناصری این همه غوغا داشت ؟!


من مانده ام از این جماعت امروز،  که کدامین شما در حرمت حرمش برخواستید که امروز برای عظمتش خیمه زده اید ؟؟


نمی دانم روزگار غریبی است دل من


 


 


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: علی توسلی
شنبه 22/4/1387 ساعت 9:51 صبح

این سینما رفتن هم برای من  مصیبت شد


هر روز صبح مجبورم از جلو سینما بگذرم و اسم جدیدترین فیلمش را بخاطر بسپارم تا از کسانی که دیده اند بپرسم و یا صبر کنم وقتی توی کلوپ اومد نگاه کنم.(البته این یکی اش را شوخی کردم نکته اخلاقی این که سینما رفتن و پول دادن و بلیط خریدن نشانه رشد شخصیت فرهنگی و باعث رونق فرهنگ و هنر این مملکت می شود حتی اگر کپی آن را دیدید باید پول آن را به حساب تهیه کننده واریز نمایید) فیلم دیدن هم برای خودش دورانی دارد الان که مشغله های من زیاد شده حس و حوصله اش را ندارم یعنی آن قدر گرفتاری دارم که هنوز فرصت نکردم نصفه ای دوم فیلم سنتوری را ببینم.


دیروز بعد از ظهر یکی از دوستانم اصرار کرد بیا بریم سینما فیلم ... ببینیم.( به علت عدم تبلیغ از فیلمی خاص از درج نام آن خودداری می کنم به این کار یک نوع خود سانسوری هم می گویند). من هم با هزار زور قرار آن ساعتم را لغو کردم و بدون توجه به تابلوی سردر سینما رفتیم بلیط خریدیم. مسئول سینما که دید مجردیم ما را به طبقه بالا هدایت کرد.


 نشستیم فیلم شروع شد یک دقیقه دو دقیقه پنج دقیقه گذشت به دوستم گفتم: آیدین این که اون فیلمی که تو می گفتی نیست.


 گفت: صبر کن این تبلیغ فیلم هفته آینده سینما است الان فیلم را نشان می دهند.


گفتم:آیدین مطمئنی؟


  گفت:آره بابا خودم دیروز رو تابلوی  سر در سینما اسمش را  دیدم


 و این مکالمه ادامه یافت تا این که بعد از یک ربع متوجه شدیم که ای دل غافل فیلم را دیشب عوض کردند و ما به تماشای فیلم عوضی آمده ایم . ولی  از آن جهت که پول داده بودیم تا آخر فیلم را دیدیم و دوست اصفهانی گفت: پول دادم و دوبار فیلم را دید !!!!!


  


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: علی توسلی
شنبه 8/4/1387 ساعت 10:29 صبح

خیرین سیاسی


ایران زمین سرزمین خورشید و مهر است و با توجه به بافت مذهبی ومهرورزی شرقی این مرز و بوم زمین حاصلخیزی برای رویاندن مردان مهر آفرین دارد. دراین میان خیرین جایگاه ویژه ای دارند، خیرین با لبیک به دعوت دین و علاقه ذاتی به امتداد خود در طول تاریخ و ایجاد صدقه جاریه از قدیم الایام اقدام به وقف مال( و گاهی بذل جان) می نمودند وبسیاری از مساجد،‌ قنوات ، کاروانسرا ها و بیمارستان ها از اثربخشی این مردمان حکایت می کند تا جایی که امروزه هر سال از خیرین مدرسه ساز بوسیله عالی ترین مقامات نظام تقدیر و تشکر می شود.


اما داستان از آن جا آغاز می شود که با پیشرفت جوامع بشری و پیچیدگی ارتباطات در سطوح سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خیرین جدیدی نیز هویت پیدا می کنند که از این میان خیرین سیاسی بیشتر جلب توجه می کند. این خیرین در دو مقطع زمانی موقت و دائم و در دو سطح شهری استانی و ملی به فعالیت می پردازند. این خیرین با بذل و بخشش های کلان مالی به تقویت سیاسی هوادارن و یا تخریب رقیب می پردازند این ها چاپ هر گونه شب نامه و یا بالابردن هر نوع تیراژ مجله ای را می پذیرند اینان کادرهای هنری را به خدمت می گیرند و هزینه هر گونه مونتاژ کاری و یا طرح دعوی سیاسی و یا شام و نهار هر تحصنی را می پردازند. این خیرین به تربیت و کادر سازی ( در مواقعی با ورود به برخی از بحران های سیاسی به نقش آفرینی می پردازند) به ایفای نقش جهت دست یابی به قدرت سیاسی می پردازند. تا از این طریق به رانت های اقتصادی سیاسی و یا (با نیت خیر و خالصا لله) به تقویت یک اندیشه و منکوب کردن اندیشه دیگر دست یابند.


چند سالی است که به برکت دوم خرداد و ماهی گیری جریان مخالف اصلاح طلبی  برخی از خیرین سیاسی باخرج مال و بذل آبرو به ایجاد موسسه در قم  پرداخته اند که یک نمونه آن موسسه «ب» به ریاست حجت الاسلام«طـ» از نیروهای افراطی بسیج مدرسه معصومیه قم و از بانیان برخی از تحصن ها و اشغال برخی از بیت ها  می باشد این شخص با خرید یک ساختمان گرانقیمت در خیابان یاسمن دست به فعالیت های فرهنگی (ولی شما بخوانید سیاسی از جمله کادر سازی برای بحران ها کارشناس کفن پوشی،‌تحصن ، اشغال) می زند که هزینه های جاری و سرمایه ای آن را (بنابه گفته بعضی از دوستان شاغل) خیرین سیاسی تامین می نمایند.


 


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: علی توسلی
چهارشنبه 29/3/1387 ساعت 10:25 صبح

 


 


دیروز عصر ناچار شدم از کلاس بزنم و بیام سر قرار دوستم  نیامده بود ناچار بیست دقیقه ای منتظر شدم  و برای اولین بار شاهکار طرح امنیت اجتماعی را از نزدیک دیدم باورم نمی شد؛ یاد جمله ای از استادم افتادم که می گفت: ما ایرانیان آدم های عجیبی هستیم تعادل نداریم مثلا در هر جمله ای که بکار می بریم حتما بار عاطفی قرار می دهیم و نمی توانیم جملات ساده و بدون بار عاطفی بکار ببریم و یا موقع حرف زدن و یا عمل نمودن دقیق عمل نمی کنیم و دقیق صحبت نمی کنیم یا کم می گوییم یا زیاد یا به قول دوستم (صاحب وبلاگ تفتیش) دچار یک نوع جامعه شناسی معکوس شده ایم.


مثلا در باب همین فرهنگ در دهه اول انقلاب با سوق دادن جامعه به سوی انقلابی گری و ساختن جامعه آرمانی برخلاف صحبت رهبران انقلاب که مشکلات جامعه را موی دختران و یا آستین کوتاه پسران نمی دیدند اما در ولی عصر با پونس و اسپری رنگ به انتظارشان می نشستیم تا زمینه ی ظهورامام زمان و صدور انقلاب را فراهم آوریم. فراموش کردیم که همین جوانان مو بلند در کنار مو کوتاه هابودند که انقلاب کردند. در دهه دوم با ظهور دولت سازندگی فرهنگ تابع اقتصاد قرار گرفت و اقتصاد فرهنگی شکل یافت نهادهای امنیتی و فرهنگی یا مشغول معامله بودند یا به واردات سیگار و غیره می پرداختند. هواداران دولت هر اندیشه ای را با شعار دشمن هاشمی دشمن پیغمبر است منکوب می کردند و  در نماز جمعه اصول گرایان آن روز جامعه را، جلنبل می نامیدند. در دهه سوم با ظهور انقلابی گری جدید وبدون درس گرفتن از سیر تطور انقلاب به رفتارهای بسیط و مدیریت شعاری افتادیم ودستگاههای فرهنگی در شعاری کردن این جریان سهم بسزایی ایفا نمودند و فراموش کرده اند که کار اینان فرهنگ سازی است تغیر، کنترل و هدایت فرهنگ از وظایف اینان بشمار می آید تا از این رهگذر بتوانند غبار مظلومیت را از چهره فرهنگ بر گیرند این جریان تا جایی پیشرفت که  احساس می شود دستگاههای فرهنگی دچار جابجایی در نقش شده اند و به جایی ایفای نقش فرهنگ سازی و مهندسی فرهنگی و یا مهندسی فرهنگ در حوزه نظر به تکرار و واگویه نظریات ادگار شایان می پردازد و در عرصه عمل به حمایت و تبلیغ از طرح امنیت اجتماعی می پردازند. ( نمی دانم آیا می توان این را پاردوکس دید یا اصولا همین طرح امنیت اجتماعی ناشی از فرضیه سازی نهادهای فرهنگی جهت مهندسی فرهنگ است) دیروز پسر جوان آستین کوتاهی را که داشت از تلفن عمومی صحبت می کرد مامور نیروی انتظامی آمد تلفنش را قطع و اورا به خودروی ارشاد برد. یا دخترانی را که دربست تا بازدادشتگاه های موقت می بردند.(شاید از این میان یک تن دکتر زهرا بنی یعقوب شود برای شادی روحش صلوات)


امروز نیروی انتظامی با امنیتی کردن و پلیسی نشان دادن چهره شهرها می خواهد شعار گذشتگان را در خطاب به متولین فرهنگی تکرار کند که بخوابید ما بیداریم و چه درست گفته اند  خوابیده را می توان بیدار نمود اما هرگز کسی را که خودرا به خواب زده نمی شود بیدار کرد.


ارزشها زمانی پایدار می شود که درونی شود، ارزشها ایجاد کردنی است کنترل شدنی است تغییر پذیر است ما با برخوردهای فیزیکی و پلیسی ایجاد تنفر نسبت به ارزشها و تئوری های ایجاد کننده   این ارزشها می پردازیم


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: علی توسلی
سه‏شنبه 2/11/1386 ساعت 12:9 عصر

دیروز دوست خوبم آقای جلیلی گفت: امسال برای عاشورا چیزی ننوشتی؟ گفتم: نه  گفت: من هم ننوشتم اما دیشب کشف کردم مطلبی را که پارسال نوشته بودم الهام بود یاشاید هم مکاشفه لبخندی زدم و گفتم شاید!


ادامه مطلب...

    نظرات دیگران ( )

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • [2/5/1387- 9:15 ص] زیبا هوای حوصله ابری است
    [23/4/1387- 10:12 ص] غربت روزگار
    [22/4/1387- 9:51 ص] مصیبت سینما
    [8/4/1387- 10:29 ص] خیرین سیاسی
    [29/3/1387- 10:25 ص] امنیت اجتماعی در پاردوکس مهندسی فرهنگ
    [2/11/1386- 12:9 ع] حسین من آری حسین تو نه
    [آرشیو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسی بلاگ
  • درباره من

  • مطالب بایگانی شده

  • لینک دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعیت من در یاهو

  •